X
تبلیغات
ادبیات فارسی سال دوم راهنمایی

 

درس3

 

                                                                سخنی با جوانان

                                                      

متن درس ۱     متن درس ۲       متن درس ۳ 

   شعر نصیحت بی غرض

 

آزمون کتبی پایان بخش اول

  

هر نسل 15سال است.

مبدأ: آغاز./ «ابتدا- بدو» از هم خانواده ها و مشتقّات این کلمه است.

عزت: بزرگی./ «مُعزز- عزیز- اعزاز» با این کلمه خانواده ی مشترکی دارند.

عظمت: شکوه، بزرگی./ با «عُظمی- اعظم- مُعظّم» هم خانواده است.

متدیّن: دیندار./«تدیّن- دیندار- دینی» هم خانواده های آن است.

الگو: نمونه، اُسوه.

معطوف: متوجّه./ با کلمه هایِ«عطف- عاطفه- عطوفت» هم ریشه است.

دست نماد و مظهرِ زور و قُدرت است.«یدالله فوقَ ایدیهم»: دست(قدرت) خداوند، بالاتر از دست(قدرت( شماست.

یک دستی: اتحاد و یک پارچگی.

مخلّ: بر هم زننده- برآشوبنده- ویران کننده./ «اخلال-اختلال» با این واژه هم خانواده است.

پرهیز: دوری، اجتناب، خویشتن داری.

تأمین: فراهم.

روسفید: کنایه از سربلند. در کنایه عبارت دارای دو معنی است:

۱- معنی نزدیک و ابتدایی:

۲- معنی دور از ذهن:

و کنایه به معنی دور و بعید تکیه دارد. در مثال: روسفید شدن.

اوّلین و ابتدایی ترین معنی در روسفید شدن که به واسطه ی مالیدن آرد یا گچ یا به جهت ترس و افت فشار قابل تصور است، در کنایه مراد نیست. بلکه معنی دور از ذهن" سربلندی و افتخار" منظور گوینده است.

یا در عبارت"فلانی شکمش را صابون زده بود ..." معنی اوّلیه مالیدن صابون بر اندام است که اصلاً منظور نویسنده نیست. و معنی دوم و دور آن که"به خودش وعده داده بود" یا "خوش خیالی می کرد" معنی کنایی آن است.

منحوس: شوم، بد یُمن، نامبارک.« نحس- نُحوست» از مشتقات و هم خانواده های این واژه است.

ضایع: تلف، تباه./ تضییع: تباه کردن،  اِتلاف.

بحمدالله: به شکرِ خدا.

سد: مانع.

استکبار: بزرگی نمودن، بزرگ منشی کردن. تکبّر./ کبر،تکبر، کبار، متکبّر و ... از همین خانواده اند.

استبداد: خودرأیی، خودسری، خودکامگی.

ارتفاع: بلندی.

تجاوز: از حد درگذشتن. دراز دستی. تعدّی.

تضییع معنوی: تباه کردن دین.

توطئه: دسیسه، مکر، حیله، نیرنگ.

خباثت: پلیدی، ناپاکی، بدکاری./ «خبث – خبیث و خبائث» از همین واژه اند.

متّکی: تکیه دهنده، پشتیبان./ «اتّکا- تکیه» از مشتقات این کلمه است.

توصیه: سفارش./ «وصیت، وصی و ... »با این کلمه هم ریشه است.

 

***

تمرین و پرسش:

 

1) برای هر کدام از کلمات زیر دو هم خانواده بنویسید:

گرداننده: گردان- گردش- گردون.

استکبار:تکبّر- کبریا- کبار- کبر

اتّحاد: وحدت- متّحد- واحد- وحید.

 

2) متضاد کلمه های زیر را بنویسید:

قوی: ضعیف          محکم: سُست     مبدأ: مقصد         آغاز: انجام

 

3)زمان فعل را در جمله های زیر مشخص کنید:

من همه ی شما جوانان عزیز را به خدای بزرگ می سپارم.

مضارع اخباری(می+بن مضارع«سپار»+ شناسه«_َم»).

آیا نمی بینید که بیشترین توجّه دشمن به ابن محیط ها معطوف شده است؟

ماضی نقلی(صفت مفعولی«شده»+«است»).

 

4) دولت ها در چه صورت قوی و محکم خواهند بود؟

 

5) چرا بیشترین توجه دشمن به محیط های آموزشی معطوف شده است؟

 

6) درس3 را بخوانید و برای جوانانی که مخاطب این درس هستند، 5 صفت مناسب بنویسید.

صفت هایی را که در متن درس به کار نرفته است، از محتوای درس استخراج کنید.

 

7) در عبارت زیر به جای کلمه هایی که زیر آن ها خط کشیده شده است، فثط یک یا دو کلمه قرار دهید. آن گاه اگر لازم بود، فعلِ جمله را متناسب با آن کلمه تغییر دهید.

در محیط دانشگاه باید جوانان انقلابی و مسلمان مانند یک دست و یک تن با یک فکر حرکت کنند.

 

**

 

 قالب های مختلف شعر فارسی

 

غزل:

 

کلمهٔ غزل (مهرچامه هم گفته‌شده)، در اصل به معنای حدیث عشق، عاشقی‌کردن، و عشق‌باختن‌ست (صفحهٔ ۲۴ا فنون بلاغت و صناعات ادبی.)

در اصطلاح ادبیّات فارسی، غزل قالبی از شعر است که در آن مصراع اول و مصراع‌های زوج هم قافیه‌اند و حد معمول آن به طور متوسّط بین ۵ تا ۱۲ بیت می‌باشد. از آن روی که این گونه شعر بیشتر در بردارندهٔ سخنان عاشقانه بوده‌است، شاعران فارسی آن‌را غزل نام کرده‌اند. ولی به مرور، و با ورود مفاهیم بلند اخلاقی و معانی دل‌آویز حکمت و عرفان در شعر فارسی، غزل از صورت پیشین آن به‌درآمد و با اخلاق و عرفان در هم‌آمیخت (صفحهٔ ۲۴ا فنون بلاغت و صناعات ادبی.)

غزل‌سرایان عمده:

1) سعدی شیرازی

2) مولانا جلال الدین محمد بلخی

3) خواجه شمس الدین محمد حافظ

4) فخرالدین عراقی

5) خواجو ی کرمانی

 

Eقَصیده:

 

قَصیده یا چَکامه گونه‌ای از شعر (کلاسیک) فارسی است که پیشینه آن را به شعر عربی در دوران جاهلیت می‌رسانند. قصیده که معمولاً بسیار بلند (بیشتر از ۱۴ بیت) است بیشتر برای مدح، ذم، سوگواری، بزم، وصف طبیعت و موعظه سروده‌ می‌شود. در این نوع شعر مصراع اول با مصراع‌های زوج هم قافیه است. قصیده می‌تواند بر وزنهای گوناگونی باشد.

از آن جا که در این گونه شعر نظر شاعر اغلب به شخص و مقصودی معیّن توجّه دارد آن را قصیده یعنی مقصود نام داده ‌اند. طبق نظر علمای ادب، در قصاید فارسی مطلع باید که مصرّع باشد و هر گاه که چنین نیست، به آن شعر قطعه می‌گویند و نه قصیده.

برخی از قصیده‌سرایان بزرگ:

فرخی سیستانی

منوچهری دامغانی

عنصری

ناصر خسرو

خاقانی شروانی

انوری ابیوردی

ظهیر فاریابی

سعدی شیرازی

 

Eقطعه:

 

"قطعه" شعری است که معمولاً مصراع های اولین بیت آن هم قافیه نیستند ولی مصراع دوم تمام ادبیات آن هم قافیه اند. لیکن به ندرت نیز پیش می آید که مصرع اول «قطعه» با مصراع های زوج هم قافیه باشد. در این صورت قطعه ی ما«مصرّع» خواهد بود.

طول قطعه دو بیت یا بیشتر است.

......................الف                   ...................... ب

...................... ج                     ...................... ب

...................... د                     ...................... ب

...................... ه                     ...................... ب

...................... و                     ...................... ب

قطعه را بیشتر در بیان مطالب اخلاقی و تعلیمی و مناظره، هجو، هزل و نامه نگاری بکار می برند.

قدیمی ترین قطعه ها مربوط به ابن یمین است و از بین شاعران معاصر پروین اعتصامی نیز بیشتر اشعارش را در قالب قطعه سروده است.

پروین اعتصامی مناظره های زیادی در قالب قطعه دارد از قبیل مناظره نخ و سوزن، سیر و پیاز و ......

علت اسم گذاری قطعه این است که شعری با قالب قطعه مانند آن است که از وسط یک قصیده برداشته شده باشد و در واقع قطعه ای از یک قصیده است.

نشنیده ای که زیر چناری کدوبنی                   بر رُست و بردمید بر او بر، به روز بیست

پرسیدازچنار که توچند روزه ای؟                      گفتا چنار سال مرا بیشتر ز سی است

خندید پس بدو که من از تو به بیست روز           برتر شدم بگوی که این کاهلیت چیست؟

او را چنارگفت که امروز ای کدو                       باتو مراهنوز نه هنگام داوری است

فردا که بر من و تو وزد باد مهرگان                    آنگه شود پدید که نامرد و مرد کیست!!!

انوری

گلی خوش‌بوی در حمام روزی                          رسید از دست مخدومی به دستم

بدو گفتم که مشکی یا عبیری                         که از بوی دلاویز تو مستم

بگفتا من گِلی ناچیز بودم                                و لیکن مدتی با گُل نشستم

کمال هم‌نشین در من اثر کرد                          و گرنه من همان خاکم که هستم

  سعدی

  

Eشعر نیمایی:

 

شعر نیمایی سبکی از شعر نو فارسی است که نخستین نمونه شعر نو در ادبیات فارسی بوده و برآمده از نظریه ادبی نیما یوشیج شاعر معاصر ایرانی است.

تحولی که نیما انجام داد در دو حوزه فرم و محتوای شعر کلاسیک فارسی بود. با انتشار شعر افسانه نیما مانیفست(بیانیّه)ی شعر نو را مطرح کرد که تفاوت بزرگ محتوایی با شعر سنتی ایران داشت. این شیوه سرودن شعر به سرعت جایگزین شعر کلاسیک فارسی گردید و سپس با ایجاد تفاوت هایی در فرم شعر نو، آنرا به شیوه های نیمایی ، سپید، حجم و ... دسته بندی کردند.

تلاش نیما یوشیج برای تغییر دیدگاه سنتی شعر فارسی بود و این تغییر محتوا را ناگزیر از تغییر فرم و آزادی قالب می دانست. آزادی که نیما در فرم و محتوا ایجاد کرد، در کار شاعران بعد از وی، مانند احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، فروغ فرخزاد و سهراب سپهری به نقطه های اوج شعر معاصر ایران رسید. با این حال نیما شعر خود را از لحاظ نگرش به جهان و محتوای کار پیشروتر و تازه تر از کار شاعران بعدی مانند شاملو به شمار می داند.

Eدوبیتی:

 

دوبیتی به قالبی شعری گفته می‌شود که ازدو بیت (چهار مصراع) تشکیل شده باشد و مصرع اول و دوم بیت اول ومصرع دوم بیت دوم هم قافیه باشند. از معروف‌ترین دوبیتی‌سرایان باباطاهر عریان است.

نمونه‌ای از دوبیتی (باباطاهر):

به غربت رفتنم تعبیر داره                     فلک بر گردنم زنجیر داره

فلک از گردنم زنجیر بردار                      که غربت خاک دامن گیر داره

تفاوت دوبیتی و رباعی:

تفاوت دوبیتی با رباعی در وزن و هجای آغازین آن هاست. رباعی در وزن «لاحول ولا قوة الا بالله» سروده می‌شود ولی دوبیتی در هر وزنی از اوزان عروضی بجز وزن رباعی قابل سرایش است.

در مورد وزن دوبیتی: بر خلاف نظر عده ای از علاقمندان،هر شعر مستقل را که در دو بیت باشد نمی توان دوبیتی نامید.در واقع دوبیتی خود یک قالب مستقل شعری است و دارای ویژگیهای مختص خود . طبق تعریف دوبیتی یا ترانه شعری با موضوع مستقل و در دو بیت است که با وزن عروضی«مفاعیلن مفاعیلن مفاعیل » ارایه شود . نمونه های بسیاری از دوبیتی در تاریخ ادبیات فارسی از گذشته تا امروز وجود دارد که معروفترین آنها دوبیتی های باباطاهر است .

رباعی (به معنی چهارتایی یا چهارگانی) نوعی شعر ایرانی‌ (فارسی) است که در فارسی به آن ترانه‌ نیز می‌گویند. جمع رباعی را رباع نامند. وزن عروضی آن بر وزن عبارت لا حَولَ و لا قُوَّةَ اِلاّ بِالله است. در تواریخ رودکی را واضع این نوع شعر (به صورت امروزی) می‌دانند و گویند که وزن آن را از ترانه‌هایی که کودکان به هنگام بازی می‌خواندند اقتباس کرد.

رباعی متشکل از دو بیت (چهار مصراع) است به طوری که مصراع نخست، دوم و چهارم هم‌قافیه‌اند. و حتما باید در وزن رباعی باشد وگرنه دوبیتی خوانده می‌شود.

معروف‌ترین رباعی‌سرایان، در تاریخ ادب فارسی حکیم عمر خیام نیشابوری ‌است. در بین شاعران معاصر نیز رباعی سرایانی یافت می شوند.

 

نصیحت بی غرض

 

 

یک نصیحت بشنو از من، کاندر آن نبود غرض          چون کنی رای مهمّی، تجربت از پیش کن

کاندر: مخفّف«که در»

غرض: قصد و مُراد شخصی، نفع شخصی.

چون: زمانی که.

رای: فکر، اندیشه.

مهم: کار بزرگ و ارزشمند.

تجربت: آزمون، امتحان.

به نصیحتی از من گوش فرا ده، که قصد و مراد شخصی در آن نیست. زمانی که قصدِ انجام کار بزرگ و مهمی داری، پیشتر در مورد آن امتحان و تجربه کن.

 

طاعت و فرمان حق، بر شفقتی بر خلق کن         در همه حال این دو نیت را شعار خویش کن

طاعت: اطاعت و عبادت

فرمان حق: فرمان بُرداری از خداوند.

شفقت: مهربانب و دلسوزی.

خلق: مردم. انسان.

نیت: اراده، عزم، قصد و تصمیم.

شعار: نشان، علامت.                    شعار کردن: پیشه کردن.

اطاعت و فرمان برداری از خداوند را با دلسوزی و مهربانی به مردمان به انجام برسان. و در همه حال اراده ی انجامِ این کار را پیشه ی خود کن.

آب در حلقِ کریمان از کرم چون نوش ریز             موی بر اندامِ خصم از بیم، هم چون نیش کن

حلق: گلو.

کریمان: جوانمردان، بخشندگان.

نوش: نوشیدن، گوارا

خصم: دشمن. خصومت و مخاصمه از این کلمه اند.

نیش: نیشتر، تیغ، خنجر.

آب را در گلوی جوان مردان بخشنده گوارا کن و از شدت ترس موی را بر تن دشمنان راست کن!

گر تکبّر می کنی با خواجگان سفله کن                      ور تواضع می کنی با مردم درویش کن

تکبّر: غرور، خودخواهی، خودپسندی.

خواجگان: سروران، بزرگان، آقایان.

سفله: ناکس، پست، فرومایه.

تواضع: مهربانی و فروتنی.

درویش: بی نوا، تهی دست.

با آقایان پست و ناکس، مغرور  باش. و با مردمان بینوا و تهی دست، مهربان و متواضع باش.

معرفت از لفظِ دینداران کامل عقل جوی                     مشورت با رای نزدیکان دوراندیش کن  

معرفت: شناخت دینی

لفظ: سخن، فرمایش.

دینداران کامل عقل: منظور پیامبران و معصومین است.

دوراندیش: عاقبت نگر، آینده نگر.

خدا را در سخن پیامبران و معصومین جست و جو کن! و با آشنایان آینده نگرت مشورت کن!

اشاره به آیه های:

و شاوَرَهُم فی الاَمر.

و امرهم شوری بینهم.

گر کسی درد دلی گوید تو را از حال خویش                گوش با دردِ دلِ آن عاجزِ دل ریش کن.

با: به

عاجز: ناتوان.

دل ریش: دل آزرده. دل شکسته.

اگر کسی با تو درد دل کرد، به دردِ دلِ آن ناتوان دل شکسته گوش فرا ده.

 

تمرین و پرسش

۱. در جمله هاي زير حروف اضافه و متمم را مشخص كنيد.

الهي دانايي ده كه از راه نيفتيم و دانايي ده كه در چاه نيفتيم.

دو حرف اضافه: از – در

دو متمم: راه – چاه

 

آب در حلق كريمان از كرم چون نوش ريز

موي بر اندام خصم از بيم همچون نيش كن

 

در: حرف اضافه                      حلق : متمم

از: حرف اضافه                      چون: حرف اضافه

كرم: متمم                               نوش: متمم

بر: حرف اضافه                       اندام : متمم

از: حرف ضافه                        بيم: متمم

همچون : حرف اضافه               نيش : متمم

 

2. فعلي را كه از ژايان جمله ها حذف شده است را بنويسيد.

الهي بود و نابود من تو را يكسان از غم مرا به شادي رسان

كلمه است بعد از يكسان حذف شده است.

 

3.در عبارات زير سجع ها را مشخص كنيد.

الهي دانايي ده كه از راه نيفتيم و بينايي ده كه در چاه نيفتيم.

دانايي و بينايي سجع هستند

راه و چاه هم سجع هستند

الهي بنياد توحيد ما را خراب مكن و باغ اميد ما را بي آب مكن

توحيد و اميد سجع هستند

راه و چاه هم سجع هستند

 

4. در شعر نصيحت بي غرض شاعر جوانان را به تكبر و تواضع در برابر چه كساني تشويق كرده است؟

به تكبر در برابر انسان هاي پست و به تواضع دربرابر مردم دردمند و فقير

 

5. بر عهده هر دانش آموز

 

6. با توجه به درس 3 درباره موضوع زير دو بند بنويسيد.

وظيفه دانش آمزان مومن و انقلابي امروز ايران

اين است كه خود را با ايمان و تقواي الهي بياميزند تا آنجا كه توطئه هاي دشمنان را بتوانند خنثي نمايند و خود و دوستان خود را از مفاسد اخلاقي دور نگه دارند و از لحاظ علمي نيز با تلاش و پشتكار خود را براي گرداندن جامعه انقلابي در آينده آماده سازند و وقت عزيز و گرانقدر خود را قدر بدانند و از تمامي عمر و نيروي جواني خود براي خود سازي و جامع سازي استفاده نمايند.    

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 13:8  توسط روح الله کاظمی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
درس 18
درس 17
درس 16
درس 15
درس 14
درس 12
درس 11
درس 10
درس 9
درس 8
درس 7
درس 6
درس 5
درس 4
درس3
درس 2
درس 1
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1389
مهر 1389
اسفند 1388
اسفند 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
فرصت اعجاز (زنگ انشا)
ادبیات فارسی سال دوم راهنمایی
ازمان آموزش و پرورش شهر تهران
متن کتاب های درسی راهنمایی
سایت ادبیات ایران و جهان
پایگاه اینترنتی مدرسه ی جابر بن حیان
عاشقانه
وبلاگ سهیل محمودی شاعر
کتاب خانه ها و کتاب های الکترونیکی
جست و جوی منابع در سازمان اسناد و کتاب خانه ی ملی
پاسخ به مسائل دینی
شاهکارهای ادبیات نوجوان
پژوهش نامه ی ادبیات کودک و نوجوان
کتاب های الکترونیکی فارسی (رایگان)
ادبستان(سایت شعر)
مدیریت آموزش و پرورش منطقه ی 5
قرآن و جستجو در آیات کریمه
کانون ادبیات ایران
انجمن شاعران ایران
انتخاب موسیقی متن برای وبلاگ
شعر کودک و نوجوان
شعر نوجوان
رمز بازی ها
دانلود روزنامه ها
اشتراک مجلات و نشریه ها
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM